مدل GE (جنرال الکتريک)

مدل GE در واقع به عنوان يک راه حل براي رفع محدوديت‌‌هاي مدل BCG در مجموعه پورتفوليو از سوي شرکت جنرال الکتريک و با مشاوره "شرکت مک کنزي‌اند کمپاني" ارايه شد. اين مدل که يک ماتريس پيچيده‌تر از BCG است بجاي چهارخانه، از نه خانه تشکيل شده است که به ‌همين خاطر به شبکه برنامه‌ريزي نه خانه‌اي GE نيز معروف است. در مدل GE روي محور X ها عامل موقعيت رقابتي و قدرت شرکت و روي محور Yها جذابيت صنعت درج شده و به جاي گزينه‌هاي دوگانه بالا و پائين، محور Xها و Yها اعداد 1 تا 5 و يا گزينه زياد، متوسط و کم مشخص شده، به نحوي که در شکل زير آمده است:

در مدل GE داده‌هاي بيشتري، به نسبت BCG مورد توجه قرار مي‌گيرد. به عنوان مثال جذابيت صنعت شامل: (نرخ رشد بازار، سود آوري صنعت، اندازه و روشهاي قيمت گذاري و فرصت‌ها و تهديدهاي ديگر) نيز هست و موقعيت رقابتي نيز شامل مواردي چون: (سهم بازار، موقعيت تکنولوژيک، سودآوري، اندازه و ديگر نقاط قوت و ضعف) مربوطه است. ماتريس GE به شرح زير ترسيم مي‌شود:

گام اول:‌ تعيين اعداد يا گزينه‌هاي روي هر يک از محورهاي مختصات براي عوامل جذابيت صنعت و موقعيت شرکت.

        موقعيت رقابتي شرکت

ضعيف                                          متوسط                                     قوي

 

زياد

 

جذابيت صنعت

علامت‌هاي سوال

برندگان

برندگان

بازندگان

ميانه

متوسط

بازندگان ضعيف

بازندگان متوسط

سود سازان

کم

 مدل GE (هانگر و ويلن، 1381،175 ،ص 175)

 

مدل GE (بر خلاف  BCG که روی تراز نقدینگی تأکید دارد) بر سرمایه‏ گذاری و اولویت‏های آن تأکید می‏کند. از ویژگی‏های مهم دیگر مدلGE  ضمن امکان ارزیابی و تولید و بازارهای موجود که موسسه در آن فعالیت می‏کند، توانایی تجزیه و تحلیل بازارها و حوزه‏های مختلفی است که شرکت‏ها هنوز به آنها وارد نشده ولی اندیشه ورود به آنها را دارا می‏باشند.

عناوين اين عوامل متناسب با ويژگي ها و نوع صنعت و خدمات مورد نظر انتخاب مي‌شوند.

ادامه نوشته

تجزیه و تحلیل با استفاده از ماتریس BCG

ماتریس BCG که توسط گروه مشاوران بوستون (Boston Consulting Group) در اوایل دهه ی 70 میلادی طراحی و معرفی شده است؛ امروز تبدیل به شناخته شده ترین روش برای ارزیابی سبد محصولات یک شرکت است. روشی که می تواند ضمن تعیین جایگاه یک محصول در چرخه ی عمر آن اقدامات لازم برای بهبود شرایط را تجویز نماید.

این روش می تواند برای تعیین اولویتهایی که برای هر محصول می بایست در نظر داشت مورد استفاده قرار گیرد. ماتریس BCG دارای دو محور است، محور افقی سهم شرکت از بازار محصول را نشان می دهد و محور عمودی نمایانگر نرخ رشد بازار است. ایده ی اصلی این ماتریس، تعیین جایگاه یک محصول بر اساس دو عنصر مذکور یعنی سهم از بازار و سرعت رشد بازار است. بر اساس این دو عامل چهار فضا را در جدول BCG تعیین می کنیم که هر یک از این 4 موقعیت دارای نام هستند و برنامه های لازم برای محصولی که در هر یک از این موقعیت ها قرار دارد، مشخص شده است.


 

      BCG Growth-Share Matrix

BCG matrix model

ستاره (رشد سریع بازار و سهم بازار زیاد)

ستاره ها میزان زیادی از نقدینگی را مصرف می کنند و معمولاً رهبر بازار هستند، و به همین دلیل معمولاً فروش خوبی را هم برای شرکت در پی دارند اما این بدان معنا نیست که جریان نقدینگی مثبت بسیار زیادی از این واحد به سوی شرکت در جریان است، شرکت باید سرمایه گذاری زیادی برای مقابله با رقبا انجام دهد. این واحدها در صورت موفقیت به گاوهای شیرده تبدیل شده و سودآور خواهند شد.

بنابراین همان طور که در شکل مشخص است، بایستی با سرمایه گذاری بر روی ستاره ها سعی در حفظ سهم بازار داشت تا بتوان آنها را به گاوهای شیرده تبدیل نمود.

گاوهای شیرده (رشد کند بازار و سهم بازار زیاد)

از آنجا که رشد بازار کاهش یافته است، این واحدها و یا محصولات کمتر نیز به سرمایه گذاری هستند و از آنجا که سهم بازار بالایی از این بازارها متعلق به شرکت است، این واحدها پول زیادی را وارد شرکت می کنند. پول حاصل از این واحدها صرف واحدهایی می شود که در بخشهای دیگر قرار دارند.

معمولاً گاوهای شیرده همان ستاره های دیروز هستند و شالوده ی شرکت هستند که نقدینگی را برای دیگر بخشها فراهم می آورند تا آنها هم روزی تبدیل به گاوهای شیرده شوند.

سگ ها (رشد کند بازار و سهم بازار کم)

این واحدها دارای سود کم یا ضررده هستند. مدیریت موسسه معمولاً مجبور است زمان زیادی را صرف این واحدها کند. شرکت باید بکوشد تا این واحدها را منحل کند یا تغییر دهد، مگر این که دلیل قانع کننده ای برای نگهداری آنها داشته باشد. وجود تعداد زیادی از واحدهای سگ در پورتفوی یک شرکت می تواند خطرناک باشد.

علامت سوال (رشد سریع بازار و سهم بازار کم)

واحدهای خودگردان این بخش اغلب واحدهای جوانی هستند که شرکت برای بالا بردن سهم بازار آنها نسبت به رقبا باید سرمایه گذاری زیادی انجام دهد و این کار هزینه می برد.

معمولاً رسم بر آن است برای نشان دادن موقعیت یک کسب و کار (واحد استراتژیک کسب و کار ) در این جدول از دایره هایی استفاده کرد، دایره هایی که بزرگی آنها اندازه ی ریالی- دلاری آن کسب و کار را نمایش می دهد.


ادامه نوشته

بازاریابی میدانی

بازاریابی میدانی عبارتست از برونسپاری تلاشهای فروش و ترویج، که وسیله افراد متخصص به اجراء در می آید و بدقت مورد بازرسی قرار می گیرد تا از به دست آمدن نتایج تعیین شده، اطمینان حاصل شود.

فروش حضوری(Sales)

 تعریف: انجام فرآیند فروش یک محصول یا خدمت به صورت رو در رو در دو حوزه B2B و B2C

نتایج قابل انتظار:

-         شوک فروش

-         فروش گرم با اتوموبیل یا فروش پای ماشین

-         فروش کماندوئی

 

بازار پردازی (Merchandising)

تعریف : فعالیت بازار پردازی به منظور اطمینان از توفیق در جنگ فضا در بخش خرده فروشی طراحی شده است که به مفهوم اختصاص فضا و مهم جلوه دادن محصول در فروشگاه است.

 

نتایج قابل انتظار:

-         چیدمان در نقطه فروش

-         قفسه چینی

-         نمایش کاربردهای محصول

 

بازرسی (Auditing)

تعریف بازرسی مخفی: مشاهدات بازرس به صورت فهرست بازبینی (چک لیست) درخارج از محل فروش تکمیل و به کارفرما ارائه می گردد.

تعریف بازرسی علنی : معرفی صورت می پذیرد و کار بازرسی با اجازه کامل مدیر فروشگاه به اجراء در می آید. این مطلب می تواند با عکسبرداری نیز همراه باشد.

ادامه نوشته

بازاریابی حسی


بازاریابی حسی چیست؟

 

بازاریابی حسی شناسائی و تأمین نیازها و علائق مشتری به روشی سودآور است که:

الف) مصرف کنندگان را از طریق ارتباطات دو جانبه و زنده با خاطره ای مثبت و به یاد ماندنی درگیر می کند

ب) شخصیت برند را ملموس و به زندگی روزمرّه  می آورد

ج ) برای مشتریان هدف ارزش افزوده ایجاد می کند

:: بازاریابی حسی یک متدولوژی یکپارچه است که مشتریان هدف را همیشه از طریق ارتباطات مرتبط با برند که به ارزش بیشتر منجر می گردد، در علاقه و خواست خود درگیر نگاه می دارد.

 :: کمپین بازاریابی حسی مبتنی بر یک "ایده بزرگ" ساخته می شود که می بایست به ارتباطی دو جانبه بین برند و مشتری هدف در زمان واقعی(زنده) و بدون درنگ منجرشود و به یک تجربه به یاد ماندنی و خاطره انگیز از برند در ذهن مصرف کننده بیانجامد.

 :: دیگر کانالهای بازاریابی حسی که انتخاب و با این تجربه زنده برند یکپارچه می شوند، کانالهائی تقویتی به حساب می آیند که تأثیر گذاری این ایده بزرگ ( تجربه زنده از برند) را افزایش می دهند:

بازاریابی حسی یعنی استراتژی تعاملی تجربه محور


صرفه جویی در سرمایه گذاری برای بازاریابی حسی مانند صرفه جویی در زمان با متوقف کردن ساعت تان می باشد.

ابداعی از یونیسف

پانزده عبارات منفی در خدمت رسانی به مشتری

همگی ما می دانیم که وقتی صحبت از خدمت به مشتری در میان باشد، گفتار نیکو و لحن مثبت از اهمیت خاصی برخوردار است. اما بسیاری از فروشندگان هنوز از واژه ها و عباراتی استفاده می کنند که به مشتری تصویری نادرست القا می کند و در ذهن او از تجربه خرید تاثیر منفی باقی می گذارد.

بکارگیری برخی ازعبارات باعث خدشه وارد کردن به فروش و احتمالا  از دست دادن مشتری می شود. در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می کنیم.

 

ادامه نوشته

15 پیشنهاد ساده برای تبلیغات

اشاره: گسترده اما محدود. شاید این کوتاه‌ترین تعریف باشد برای عرصه ای با کارکردهای بسیار که در کشور ما بدنه‌ای چندان استوار ندارد. از تبلیغات‌چی‌ها گرفته تا مصرف‌کنندگان پیام‌های هزار رنگ تبلیغاتی، کمتر کسی است که از دامنه محدود خلاقیت در پیام‌های تبلیغاتی‌مان گلایه‌ای نداشته باشد و در عین حال، بر توانایی‌های عرصه جادویی تبلیغات صحه نگذارد. منوچهر مستوفی یکی از آن‌هاست؛ کسی که پس از 40 سال فعالیت مستمر در عرصه تبلیغات، با ما از جادوگران و جادوشدگان این ارتباط می‌گوید.

*تبلیغات چی،شکارچی است. می‌تواند فیل شکار کند یا گنجشک و این تنها بسته به گلوله-پیام-ای است که به کار می‌گیرد.

*تبلیغات چی حواس مخاطب‌اش را می‌شناسد.حس برترش را درک می‌کند و با تحریک آن،بیشترین تاثیر را بر گروه هدف‌اش می‌گذارد.

*پیام تبلیغاتی مثل آنتی بیوتیک است که اگر آن را کم،پراکنده و یا در زمان نامناسب بفرستیم بی اثر می‌شود و اگر زیاد فرستیم آسیب را خواهد بود.

*مراقب باشید؛تبلیغات فرهنگ سازی می‌کند.

*تبلیغات می تواند تابو شکن باشد یا تابو ها را تثبیت کند.باید با شیوه‌ای مناسب به سمت تابوها رفت تا واکنش ایجاد نکند و عکس العمل پدید نیاورد.

*می‌توان به تابو ها حمله کرد،عکس العمل پدید آورد اما با رفتار تبلیغاتی دیگری از آن پشتیبانی کرد تا عصبیت مخاطب را بگیرد و حفره‌ای در ذهن او ایجاد کند که تبلیغات چی در درون آن باقی پیام‌هایش را بچیند.

*برای شکستن تابو ها تمامی رفتارهای فرهنگی مخاطب را در نظر بگیرید و گذشته از آن مراقب رفتارهای واکنشی جنبی هم باشید.

* تبلیغ زمان دار،پنهان،بسته و... باید هدفمند حرکت بکند.اگر رابطه منطقی لازم را در ذهن مخاطب ایجاد نکنید،رقصی ناموزون انجام داده‌اید.

*تک رسانه‌ای حرکت نکنید. تلویزیون،رادیو و مطبوعات پیام اصلی را می‌دهند و باقی رسانه‌ها یادآوری کننده هستند.

*توجه کنید:چه کسانی مخاطب رسانه شما هستند و در چه زمان‌هایی از آن استفاده می‌کنند.آن رسانه چه حواسی را درگیر می‌کند.

*محدودیتی وجود ندارد.هر کالایی را در هر رسانه‌ای می‌توان تبلیغ کرد اما برای تاثیرگذاری بیشتر ،هوشمندانه عمل کنید.

*پیام تبلیغاتی باید تکرار پذیر باشد اما نه آنقدر که مثل صدای موتور یخچال شما دیگر شنیده نشود.

*گاهی مخاطبتان را شکه کنید و گاهی به او دستور دهید.این شیوه در مورد تبلیغات خدمات عمومی اغلب تاثیر گذار است.

*مطبوعات رسانه اول است.مکتوب است و ماندگار و قابل دسترسی مجدد.تحمیل نمی‌شود،بلکه آن را برمی‌دارید و در زمانی که دوست دارید مطالعه می‌کنید.پیامی که در روزنامه می‌آید جنبه خبری می‌گیرد و در ناخودآگاه ما تاثیر بالایی می‌گذارد.

*به تاثیر گسترده پیام فکر کنید.چه کسی هزینه کالا یا خدمت را می‌پردازد؛چه کسی بر ذهن سرمایه گذار تاثیر بیشتری دارد؛چه کسی از آن استفاده می‌کند؟

 

تبلیغات در صدا و سیما ....

بنا به شرایط و امتیازاتی که صدا و سیما برای پخش تبلیغات در نظر گرفته می توان از یک بودجه تبلیغاتی ثابت و مشخص استفاده دو چندان نمود. به عبارتی این امکان وجود دارد تا اعتبار بودجه را به واسطه تخفیف ها و اضافات پاداش موجود در قوانین اضافه تر نمود و موارد مصرف را نیز با شرایط ارزان تری هزینه کرد. در یک مثال فرضی می توان چنین تصور کرد که اگر قرار باشد 1000 تومان پول صرف هزینه تبلیغات نمائیم می توانیم این 1000 تومان را تبدیل به اعتباری به ارزش 1500 تومان کرده و اگر می توانستیم با این 1000 تومان 25 تبلیغ پخش نمائیم این امکان وجود دارد تا با یک برنامه ریزی صحیح 40 تبلیغ پخش کنیم.

صدا و سیما هر هفته جدول برنامه ریزی ساعات و کانال های پخش برنامه های اصلی رادیو و تلویزیون را به شرکت های تبلیغاتی ارسال می نماید، این برنامه کنداکتور هفتگی صدا و سیما نام دارد. هر برنامه بنا به نوع و تعداد مخاطب، سطح پوشش و جذابیت و اثرگذاری دارای نرخ یا به عبارت بهتر تعرفه مشخصی برای پخش تبلیغات است.

تعرفه ها در سطوح مختلفی قیمت گذاری می شوند که به آن طبقه پخش گویند. تعداد طبقات پخش در رسانه تلویزیون 29 طبقه و در رسانه رادیو 25 طبقه می باشد. هر چه برنامه صدا و سیما در طبقات پخش بالاتری قرار گرفته باشد، آن برنامه و هزینه تبلیغات در آن گران تر و هر چه در طبقات پائین تری قرار گرفته باشد آن برنامه و هزینه تبلیغات در آن ارزان تر خواهد بود.
ادامه نوشته

پَ. نَ . پَ

به دفعات شاهد بوده ایم، که تکیه کلام ها و موضوعاتی که مورد استقبال عمومی قرار می گیرند و بحث محافل و مجامع واقع می شوند، چندی بعد به عنوان سوژه اصلی تبلیغات مورد استفاده قرار می گیرند. در این میان تبلیغات دهان به دهان و برنامه های تلویزیونی با تاثیر گذاری بر مخاطب بیشترین نقش را ایفا می کنند. اگر به یاد داشته باشید از تکیه کلام ها و دست مایه های طنز سریال های پیشین مهران مدیری، فضاسازی سریال جومونگ و... تیزر های تلویزیونی مختلفی ساخته شد. در این میان با توجه به فضای این روزهای دنیای اینترنت و دست به دست شدن داستان های گوناگون با محور پَ .نَ .پَ قابل پیش بینی است که در آینده ای نزدیک این واژه در صورت تائید شورای عالی تلویزیون به عنوان ایده محوری تبلیغ یک محصول یا خدمت به کار گرفته شود.

مورد بحث : با این اوصاف به نظر شما اثر بخشی این دست از تبلیغات که البته به صورت مقطعی بر موج ایجاد شده در جامعه سوار می شود چقدر است؟

تبلیغات خلاق

 جشنواره تبلیغات کن که در آن  برخی از تبلیغات سال 2011 هست  به همین منظور نمونه ای از این دست تبلیغات رو در ادامه آوردم .خلاقانه هست ..... اینطور نیست


دوستان نظر یادتون نره........