Martha Stewart [سلطان خانه‌داري جهان]


در سوم اوت سال 1941 « Martha Kostyra» در «نيوجرسي» ديده به جهان گشود. او اولين دختر خانواده بود، خانواده متوسطي كه اصليت‌شان لهستاني بود. هنگامي كه «Martha» به دنيا آمد، به همراه پدر، مادر و برادر بزرگش در يك آپارتمان بسيار كوچك زندگي مي‌كرد، اما اندكي بعد با به دنيا آمدن ديگر فرزندان خانواده، تصميم بر آن شد تا خانه‌اي حياط‌دار خريداري نمايند و به آنجا نقل مكان كنند.
چند سال بعد زماني كه تعداد فرزندان خانواده به 6 نفر رسيد، قدرت خريد آنها به مراتب كاهش پيدا كرد. مادر «Martha» مجبور بود كه علاوه بر آشپزي و ديگر امور خانه، به دوختن لباس براي تك تك اعضاي خانواده نيز مشغول باشد.
در همين بين او «Martha» را كنار خود مي‌نشاند و به او خياطي و آشپزي آموزش مي‌داد. هر سال زمان برگزاري جشن كريسمس، «Martha» و مادرش غذاهاي بسيار خوشمزه و كيكي به مراتب زيبا و دلپذير آماده مي‌كردند. او همچنين از مارش روش خشك كردن سبزيجات و ميوه‌ها را به خوبي ياد گرفته بود.
پدر «Martha» يك كشاورز سخت‌كوش بود. او نيز همانند همسرش علاقه داشت كه به «Martha» هنرهاي مختلف را آموزش دهد، به همين سبب او را به همراه خود به مزرعه مي‌برد و روش كاشت گل‌ها، درختان ميوه و بوته‌هاي تمشك را به او آموزش مي‌داد.
هنگامي كه «Martha» به سن مدرسه رسيد، ديگر يك خياط، آشپز و باغبان حرفه‌اي شده بود، اما اين بار تصميم داشت كه درس‌هاي مدرسه را نيز همانند هنرهاي پدر و مادرش به خوبي فراگيرد. با گذشت چند سال اوليه مدرسه، علاقه شديدي به مطالعه كتب مختلف پيدا كرد، او همچنين شوق فراواني در انجام فعاليت‌هاي فوق برنامه مدرسه همچون عضويت در تيم روزنامه مدرسه، باشگاه هنر و... از خود نشان داد و در همه اين موارد به نحو احسن كار خود را به اجرا مي‌گذاشت.
زماني كه به دبيرستان مي‌رفت تصميم گرفت به «نيويورك» برود و در آنجا ادامه تحصيل دهد. از همين رو در آن شهر براي گذران زندگي و پرداخت هزينه تحصيل، به عنوان مدل در آگهي‌هاي تلويزيوني و برخي مجلات مشغول به كار شد. با وجود زمان بسياري كه صرف كارش مي‌كرد، هرگز اجازه نداد كه در درس‌هايش وقفه‌اي ايجاد شود و هميشه به عنوان شاگرد اول كلاس هنرنمايي مي‌كرد. او يك نابغه تمام‌عيار بود كه هر كاري اراده مي‌كرد به بهترين نحو انجامش مي‌داد و هرگز از سختي كار شكايت نمي‌كرد.

ادامه نوشته

آمانسيو اورتگا [كفش و لباس “ZARA” ]

حتماً شما نيز با مارك‌هاي كفش و لباس “ZARA” تا حدودي آشنا هستيد و چه بسا لباسي با اين مارك داشته باشيد. “ZARA” سومين فروشگاه زنجيره‌اي لباس را در اختيار دارد و موسس آن پيژامه‌دوز سابق, «آمانسيو اورتگا گاوونا» از اسپانيا است. شايد براي خيلي‌ها عجيب باشد در دنيايي كه مد لباس و كفش دائماً از ايتاليا و فرانسه صادر مي‌شود, چطور سومين عرضه‌كننده پوشاك در جهان از اسپانيا است؟ «آمانسيواورتگا» اكنون 69 سال سن دارد. وي با “ZARA” توانسته, ثروتي در حدود 6/12 ميليارد دلار جمع‌آوري كند و خود را در رده بيست وسوم ثروتمندترين افراد جهان جاي دهد. ثروتمندترين مرد اسپانيا در 28 مارس 1936 به دنيا آمد. «آمانسيو اورتگا» موسس و رييس “Inditex Group” است.
“InditexGroup” يك شركت بزرگ اسپانيايي است كه متشكل از بزرگترين گروه‌هاي مد و طراحي در دنيا است. اين شركت عظيم تقريباً 100شركت را تحت‌نظر خود دارد كه اساساً در زمينه طراحي لباس, توليد پوشاك و عرضه انواع پوشاك فعاليت دارد. “Inditex” نزديك به دو هزار و 10فروشگاه فعال در سراسر جهان دارد و توليداتي با مارك‌هاي “ZARA” , “Massimo Dutti”, Bershka, “Oysho”, “Pull Bear”, “ZARAHome” و “Stradivarius” را به مشتريان خود عرضه مي‌كند. تمام طراحي, دوخت, توليد و عرضه لباس‌هاي “Inditex” توسط همين شركت صورت مي‌گيرد. شايد يكي از نكاتي كه باعث شده “ZARA” بتواند سومين توليدكننده لباس شود, نوآوري به موقع آن باشد. فروشگاه‌هاي “ZARA” هر هفته شاهد عرضه دو محصول جديد هستند. اولين فروشگاه “ZARA” درهايش را در سال 1975 به روي مشتريان خود در «لاكورونا» واقع در اسپانيا باز كرد. اين شهر, اكنون دفتر مركزي “ZARA” را در خود جاي داده است.
امروز “ZARA” بازارهاي جهاني را تسخير كرده است و در اكثر شهرهاي مطرح جهان شعبه دارد. فروشگاه‌هاي “ZARA” را مي‌توان در خيابان پنجم نيويورك, خيابان معروف «شانزليزه»‌پاريس, خيابان ريجنت استريت لندن و يا مركز خريد «شيبوياي» توكيو پيدا كرد. ثروتمندترين مرد اسپانيا, «آمانسيواورتگا» اكنون با همسر دوم خود در يك آپارتمان تميز در شهر “Acoruna” زندگي مي‌كند. وي در شهر «ليون» به دنيا آمده است. در سن 14 سالگي كار خود را در يك مغازه لباس‌فروشي به عنوان باربر در شهري كه اكنون ساكن آن است واقع در گاليساي اسپانيا آغاز كرد. «آمانسيو» كه آخر سر دوران دبيرستان را نيز به پايان نرساند, در سال 1963 “Confecciones Goa” كه لباس خانگي توليد مي‌كرد را تاسيس كرد. در سال 1975 و به دنبال تجربه‌اي كه در “Confecciones Goa” كسب كرد, اولين فروشگاهي كه بعدها شهرت جهاني پيدا كرد, يعني “ZARA” را تاسيس كرد. «آمانسيو» بزرگترين سهامدار “Inditex Group” نيز است. «آمانسيواورتگا» با آن‌كه ثروتمندترين مرد اسپانيا به شمار مي‌رود, علاقه چندان زيادي به مطرح شدن در رسانه‌ها و مطبوعات نشان نداده است به همين خاطر عكس زيادي از او يافت نمي‌شود. «آمانسيو» از يك سو برخلاف اروپاييان يك شباهتي به برخي از ايرانيان دارد. «اورتگا» از زدن كراوات خودداري مي‌كند و دوست دارد غيررسمي لباس بپوشد. شلواري كه بيش از همه به تن دارد از جنس جين و با رنگ آبي است. «آمانسيو» برخلاف خيلي از صاحبان صنايع كه در سطوح متوسط باقي مانده‌اند و مثل خيلي‌از ميلياردرهاي جهان كه با مديريت صحيح و پشتكار به چنين موفقيتي دست يافته‌اند, به طور فعالانه در تمام مراحل طراحي و توليد لباس و پوشاك شركت مي‌كند. درسال 2000 «آمانسيو» براي گرم كردن تنور تبليغات, پيش از ورود شركتش به بازار بورس در سال 2001 براي مدت كوتاهي خود را در ديد رسانه‌ها قرار داد اما در عين حال همچون دفعات پيش از انجام هرگونه مصاحبه‌اي سرباز زد. هنوز معلوم نيست دليل اين رفتار مرموزانه او چيست. اما رازداري و سري بودن اقدامات او كه شك خيلي‌ها را برانگيخته است به چاپ كتابي درباره او به نام Amancio Ortega:DECERO A ZARA انجاميده است. پدر «آمانسيو» كارمند شبكه ريلي بوده است، و به دست آوردن ثروت فعلي‌اش را بايد مديون همسر اولش, «روزاليا ميرا» باشد.

دكتر جان پمبرتن [داستان شهرت و موفقيت كوكاكولا]



عکسهای دیدنی: تبلیغات خلاقانه و قدیمی کوکاکولا
ابتدا كوكاكولا به عنوان يك شربت تقويتي مصرف داشت و امروز يك نوشابه به نشاط انگيز به شمار مي‌آيد. در سال 1925 كوكاكولا فروش ميليوني‌اش را آغاز كرد و در سال 1940 در 40 كشور عرضه شد. مارك Sprite اين نوشابه در سال 1961 وارد بازار شد و در سال 1982 كوكاكولاي رژيمي، بر تنوع محصولات اين شركت افزود. در ماه مه 1886، كوكاكولا براي اولين بار توسط دكتر جان پمبرتن (John Pem-berton) داروسازي اهل آتالانتا (جورجيا) تهيه شد.
جان پمبرتن مواد اوليه كوكاكولا را در يك كتري برنجي در حياط پشتي خانه‌اش تركيب كرد. فرانك رابينسون، كتابدار جان پمبرتن، براي محصول كارفرماي خود، نام كوكاكولا را برگزيد، وي علاوه بر آگاهي از علم كتابداري، خطاط خوبي بود و نام كوكاكولا را به گونه‌اي خطاطي كرد كه هنوز هم به عنوان آرم اين شركت مورد استفاده است.
نوشابه كوكاكولا براي اولين بار در داروخانه ژاكوب (Jacob) در آتالانتا در 8 مه 1886 عرضه شد. در آن ايام حدود 9 عدد از اين نوشيدني روزانه به فروش مي‌رفت و مجموع فروش آن سال كوكاكولا فقط حدود 50 دلار بود، نكته خنده‌دار اين است كه در كل اين نوشيدني براي توليدكننده‌اش بيش از 70 دلار هزينه در برداشت؛ يعني سال اول، براي جان پمبرتن سال ضرر بود.
در سال‌هاي اول، كوكا بيشتر مصرف دارويي داشت و به عنوان يك نوشابه تقويتي مصرف مي‌شد چرا كه علاوه بر شربت دانه كولا كه سرشار از كافئين بود، حاوي عصاره كوكائين نيز بود. به تدريج كوكاكولا جايش را در ميان نوشابه‌ها باز كرد و به يكي از معروف‌ترين نوشيدني‌هاي آمريكا تبديل شد.
حضور آسا گرييگزكاندلر (Asa grigscandler) داروسازي ديگر از آنتالانتا، در شركت كوكا، و همكاريش با پمبرتن توليد اين نوشابه را در سال‌هاي 1890 تا 1900 تا بيش از 4000 درصد افزايش يافت. تبليغات عامل مهمي در موفقيت پمبرتن و كاندلر بود. تا پايان سده مورد نظر كوكاكولا طرفداران بسياري در آمريكا و كانادا به دست آورد. حدودا در همان زمان بود كه شركت كوكاكولا نسبت به فروش شربت دانه‌هاي خود به شركت‌هاي مستقل و زنجيره‌اي (كه جواز فروش اين محصول را داشتند) مبادرت كرد حتي امروز صنعت نوشابه سازي آمريكا همين روش را دنبال مي‌كند.
تا دهه 60، نوشيدني‌هاي گازدار، چه در شهرهاي بزرگ و چه در شهرهاي كوچك در داروخانه‌ها و در بستني فروشي‌ها عرضه مي‌شدند. ولي به دليل پاتوق افراد مختلف شدن اين اماكن داروخانه‌ها از فروش اين محصولات سرباز زدند در نتيجه اين نوشابه سر از رستوران‌ها و ساندويچ‌فروشي‌ها درآورد. 23 آوريل سال 1985، فرمول كولاي جديد برملا شد و شركت مذكور را با مشكل مواجه كرد. با اين وجود در حال حاضر، مصرف روزانه كوكا در جهان بالغ بر 7 ميليارد دلار مي‌شود.

قانون دانــــه

نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد پانـــصد ســـيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»

اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:

«اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»

از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:

- بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري.

- بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني.

- بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا يک ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده ات را بفروشي.

- بايد با صد نفر آشنا شوي تا يک رفيق شفيق پيدا کني.

وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم.

قوانين طبيعت را بايد درک کرد و از آنها درس گرفت.

ادامه نوشته

تاریخچه پیدایش Fast Food







"فست‌ فود (Fast Food)" یا "غذای حاضری" غذایی است که از رستوران‌های فست‌ فود تهیه می ‌شود. انواع ساندویچ، همبرگر، چیزبرگر و دیگر انواع برگرها، ماهی و میگوی سوخاری، هات‌داگ، فیله ی ‌استیک گوشت یا مرغ، سیب‌زمینی سرخ‌ کرده، مرغ سوخاری، ناگت مرغ، تاکو (نوعی غذای مکزیکی)، انواع پیتزا و انواع سالاد در فهرست‌ غذای رستوران‌های فست‌ فود به چشم می ‌خورد.


در این رستوران‌ها، غذای از پیش آماده را در مدت کوتاهی بعد از سفارش، به مشتری تحویل می ‌دهند. غذاهای حاضری اغلب به صورت یک جا، در حجم ‌زیاد و از پیش آماده می ‌شود. غذا را در طول روز گرم نگه می دارند، یا اینکه هنگام دریافت سفارش، دوباره آن ‌را گرم می ‌کنند. رمز موفقیت رستوران‌هایی که این غذاها را تهیه می ‌کنند، در سرعت پذیرایی، قیمت‌ ‌نسبتاً پایین و از همه مهم‌ تر طعم خوب و متفاوت غذای آنهاست.روال معمول در بیشتر رستوران‌های فست ‌فود‌ این طور است که اول پول را می ‌گیرند، بعد غذا را می‌ دهند. خیلی از این رستوران‌ها، رستوران‌های واقعی نیستند، چون جایی برای نشستن و غذا خوردن ندارند. از این نظر بیشتر شبیه یک فروشگاه عرضه ی مواد غذایی هستند. خیلی از رستوران‌های فست ‌فود بخشی از یک سازمان زنجیره‌ای هستند. از آنجایی ‌که راه اندازی فروشگاه‌های فست‌ فود نیاز به امکانات چندانی ندارد و فضای بزرگی هم نمی‌ خواهد، نمونه‌های شخصی و مستقل آن، مخصوصا در کشورهای درحال توسعه مثل کشور خودمان، رو به افزایش است

ادامه نوشته

بیلبورد خلاقانه ی مک دونالد با شما بازی می کند

دنیای رسانه ها تا سالها دنیایی یک طرفه بود که جریان اطلاعات از سمت تولید کننده به مخاطب عرضه می شد. بدون شک ظهور اینترنت و از آن مهم تر پدیده ی وب ۲٫۰ تاثیر زیادی بر حضور پررنگ تر مخاطب در این ازتباط دو طرفه داشته است. هر چند رسانه های اینتراکتیو به طور کامل وابسته به اینترنت نیستند، هنوز هم هرجا که اینترنت حضور ندارد، به سختی می توان با مخاطب ارتباط دوطرفه داشت و وی را به درهم کنش با محتوای رسانه واداشت.

اگر با اندکی اغماض بپذیریم تبلیغات هم نوعی رسانه است، مک دونالد با تبلیغات جدیدش در میدان پیکادلی لندن، توانسته است گام بزرگی در اینتراکتیو کردن تبلیغات میدانی بردارد.

بسیاری میدان پیکادلی لندن را با بیلبورد تبلیغاتی غول پیکر مک دونالد می شناسند. تبلیغاتی که سالهای سال توریستها را به خوردن محصولات مک دونالد دعوت کرده است. حتی زمانی که در این میدان شرکت رقیب مک دونالد، یعنی برگر کینگ، فست فود بزرگش را اداره می کرد، تابلوی تبلیغاتی مک دونالد که درست بالای رستوران برگر کینگ قرار داشت، بیشتر از خود برگر کینگ مورد توجه بود! شاید به همین دلیل چند سال پیش برگر کینگ تصمیم گرفت این رستورانش را که در یکی از بهترین نقاط شهر لندن دایر بود ببندد.

مک دونالد در این بیلبورد با قرار دادن تصویرهای تصادفی مختلف، گردشگران و عابران را دعوت می کند که با ژست گرفتن در میدان با تصویر ظاهر شده ارتباط برقرار کنند. این تبلیغ خلاقانه نه تنها مخاطب را جذب می کند، بلکه وی را با تشویق به نوآوری، به بازی کردن وا می دارد! اتفاقی که کمتر در تبلیغات میدانی امکانش وجود دارد.
برای دیدن تصویر واضحتر بر روی عکس زیر کلیک کنید.

بیلبورد تبلیغاتی مک دونالد در میدان پیکادلی لندن